ابویزید طیفور بن عیسی بن آدم بن سروشان بسطامی
بایزید بسطامی | سلطانالعارفین
- تاریخ تولد
- تاریخ درگذشت
زندگینامه
ابویزید طیفور بن عیسی بن سروشان بسطامی، مشهور به بایزید بسطامی و ملقب به سلطانالعارفین، از برجستهترین عارفان ایرانی و از چهرههای اثرگذار در شکلگیری تصوف اسلامی در سدههای نخستین هجری است. او در بسطام، در ناحیهٔ تاریخی قومس و در محدودهٔ استان سمنان امروزی، به دنیا آمد و بخش عمدهٔ زندگی خود را نیز در همان سرزمین گذراند. اطلاعات تاریخی قطعی دربارهٔ زندگی او اندک است و بسیاری از روایتهایی که امروز دربارهٔ بایزید میشناسیم، چند نسل پس از او در کتابهای صوفیان و تذکرهنویسان ثبت شدهاند؛ ازاینرو در زندگی او باید میان گزارشهای تاریخی و حکایتهای عرفانی و کرامتگونه تفاوت گذاشت.
خاندان بایزید پیشینهای ایرانی و زرتشتی داشتند. بر اساس منابع کهن، سروشان، پدربزرگ او، از نخستین افراد خانواده بود که به اسلام گروید. بایزید در محلهای از بسطام که «مؤبدان» نامیده میشد به دنیا آمد و بعدها به بخش دیگری از شهر نقل مکان کرد. او علوم دینی و فقه حنفی را فراگرفت و دستکم یک بار به حج رفت. بخش مهمی از زندگی او در عبادت، خلوت، مراقبه و گوشهنشینی سپری شد؛ با این حال کاملاً از جامعه کناره نگرفته بود و منابع از نشستهای آموزشی و دیدار کسانی سخن میگویند که برای گفتوگو دربارهٔ مسائل عرفانی نزد او میآمدند.
در برخی منابع، ابوعلی سندی از کسانی معرفی شده که بایزید از او در شناخت توحید و تجربهٔ عرفانی بهره برده است. دربارهٔ هویت و منشأ ابوعلی سندی و میزان تأثیر سنتهای هندی بر اندیشهٔ بایزید اختلافنظر فراوانی میان پژوهشگران وجود دارد. برخی خاورشناسان قدیمی شباهتهایی میان سخنان او و سنتهای عرفانی هند یافتهاند، اما پژوهشگران دیگری این تفسیر را قطعی نمیدانند و معتقدند اندیشه و زبان عرفانی بایزید را میتوان در بستر قرآن، فرهنگ اسلامی و سنت زهد و تصوف خراسان توضیح داد.
بایزید بیش از آنکه به سبب تألیف کتابی شناخته شود، با شیوهٔ زندگی، تجربههای عرفانی و سخنان کوتاه و پرقدرتش در تاریخ تصوف ماندگار شده است. اثر مستقلی که بتوان با اطمینان آن را نوشتهٔ خود او دانست در دست نیست. سخنان و روایتهای مربوط به او در آثار نویسندگان بعدی، از جمله ابونصر سراج، سلمی، سهلجی، روزبهان بقلی و سرانجام فریدالدین عطار نیشابوری حفظ شدهاند. کتاب النور من کلمات ابی طیفور از مهمترین منابع قدیمی دربارهٔ زندگی و سخنان اوست و عطار نیز در تذکرةالاولیاء روایات بسیاری دربارهٔ او گرد آورده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای عرفان بایزید، تأکید بر عبور انسان از خودخواهی و خودبینی در مسیر شناخت خداوند است. نام او در تاریخ تصوف به مفاهیمی چون سُکر عرفانی، محو شدن خودِ فردی در تجربهٔ حضور الهی و حرکت از «من» محدود انسانی به سوی آگاهی از حقیقت پیوند خورده است. در نوشتههای بعدی، بایزید به یکی از نمادهای تجربهای تبدیل شد که بعدها در ادبیات صوفیانه با مفهوم فنا توضیح داده شد. با این حال، پژوهشهای تاریخی جدید نسبت دادن «بنیانگذاری نظریهٔ فنا» به شخص بایزید را دقیق نمیدانند؛ اهمیت او بیشتر در تجربه و زبان عرفانیای است که بعدها در شکلگیری این مفاهیم تأثیر فراوان گذاشت.
بخش بزرگی از شهرت بایزید به شطحیات او بازمیگردد؛ جملاتی شورانگیز و غیرمعمول که صوفیان آنها را حاصل حالت سُکر، بیخودی و تجربهٔ شدید عرفانی میدانستند. مشهورترین جملهٔ منسوب به او «سبحانی، ما اعظم شأنی» است. چنین سخنانی از همان روزگار تا قرنهای بعد محل بحث و اختلاف بودهاند. برخی عالمان آنها را با ظاهر آموزههای دینی ناسازگار دانستهاند، در حالی که بسیاری از عارفان معتقد بودند این عبارات را نباید سخنان عادی و آگاهانهٔ فرد دانست، بلکه باید آنها را در زمینهٔ تجربهٔ عرفانی و از میان رفتن احساس خود مستقل تفسیر کرد. همین ویژگی سبب شد شخصیت بایزید همواره در مرکز یکی از مهمترین بحثهای تاریخ تصوف دربارهٔ حدود زبان عرفانی قرار گیرد.
در کنار این تجربههای شورانگیز، در روایتهای مربوط به بایزید بر زهد، فروتنی، عبادت، مجاهده با نفس و خدمت به دیگران نیز تأکید فراوان شده است. در ادبیات صوفیانه، راه او سفری برای یافتن چیزی بیرون از انسان نیست؛ بلکه سفری برای کنار زدن حجاب خودخواهی و رسیدن به شناختی عمیقتر از حقیقت است. به همین سبب بایزید در قرنهای بعد به نمونهای از عارفی تبدیل شد که جستوجوی خداوند را با دگرگونی درونی انسان پیوند میزد.
تاریخ دقیق تولد و وفات بایزید قطعی نیست. در منابع برای وفات او دو تاریخ اصلی، ۲۳۴ هجری قمری / ۸۴۸–۸۴۹ میلادی و ۲۶۱ هجری قمری / ۸۷۴–۸۷۵ میلادی، ذکر شده است. دانشنامه ایرانیکا شواهد قابل توجهی را به سود تاریخ زودتر مطرح میکند و در مقالهٔ مربوط به بسطام، حدود ۱۶۱ تا ۲۳۴ هجری قمری، برابر با حدود ۷۷۷/۷۷۸ تا ۸۴۸/۸۴۹ میلادی را از تاریخهای قابل قبولتر میداند؛ با این حال اختلاف منابع تاریخی همچنان باید حفظ شود و نباید یکی از این تاریخها بدون توضیح، قطعی معرفی شود.
حدود :
تولد: حدود ۱۵۶ هجری شمسی
وفات: حدود ۲۲۷ هجری شمسی
بایزید در بسطام درگذشت و آرامگاه او در همان شهر به یکی از مهمترین مکانهای مرتبط با تاریخ عرفان ایران تبدیل شد. مجموعهٔ تاریخی بایزید بسطامی در طول قرنها گسترش یافت و شهرت او سبب شد بسطام نیز در جغرافیای معنوی و عرفانی ایران جایگاهی ویژه پیدا کند.
میراث بایزید تنها به زمان و زادگاهش محدود نماند. سخنان او قرنها توسط عارفان، متکلمان و پژوهشگران شرح و تفسیر شد و شخصیت او در آثار بزرگان تصوف به یکی از نمادهای جستوجوی حقیقت، گذر از نفس و تجربهٔ مستقیم معنوی تبدیل شد. بایزید بسطامی از نخستین چهرههایی است که نشان داد زبان معمول انسان گاه برای توصیف تجربههای عمیق عرفانی کافی نیست؛ و همین تلاش برای بیان تجربهای فراتر از زبان عادی، او را به یکی از ماندگارترین و در عین حال بحثبرانگیزترین شخصیتهای تاریخ عرفان اسلامی تبدیل کرده است.